بقایای نشانه های زبانی مادر سالاری در فرهنگ و ادبیات مردم لر

بقایای نشانه های فرهنگی مادر سالاری در زبان لری

 

عزیزاله میرشکاری

 

قوچ خووَدِمین قوچو سر بشونه

سر داکش بشکنه سر نلرونه

میر نوروز

در زبان لری تقابلهای زبانی موجود است که با تقابلهای زبان فارسی تفاوت دارد . در زبان فارسی تقابل مرکزی تقابل نور وتاریکی است که تقابل اهورا مزدا /اهریمن با آن در ارتباط است .

این تقابل اصلی وکلیدی در زبان لری وجود ندارد در مقابل آن تقابل نور / خیر وجوددارد مثلا می گویند فلانی پشه نیرش یا ، و یا می گویند پشه ی شرش یا این تفاوت بسیار تامل بر انگیز است. ریشه در زندگی هزاره های گذشته دارد، اما تفاوت مهم دیگر در فعل «دیدن » است.

در زبان فارسی دیدن فقط بر عمل حسی دیدن که فیزیکی است دلالت دارد ؛ مثلا علی را دیدم یا باغ را دیدی.اما در زبان لری فعل دیدن علاوه بر معنی حسی وفیزیکی آن یک معنی فلسفی هم دارد. لازم به ذکر است نزد نظریه پردازان رمانتیست، زبانهای ابتدایی انصمامی ترو فلسفی تر از زبانهای پیشرفته وعلمی می باشند.

برگردیم به معنی فلسفی دیدن . مثلا پدری لایق و دلسوز به پسرش می گوید پسرم برو، در زمینهای کشاورزی کار کن تا مردم ترا ببینند .این دیده شدن به منظور فقط عمل حسی وفیزیکی دیده شدن نیست بلکه منظو ر اظهار وجود وحضور اجتماعی است .

حتی مصدر «وجود داشتن » در زبان لری به معنی حضور اجتماعی فرد می باشد . یکی از دشنامهای رایج میان لرها «بی وجو»یا همان بی وجود است

هاید گر در مورد وجود می گوید در فلسفه غرب طی قرنها موجود را به جای وجود تصور کرده اند ومنشا این اشتباه را افلاطون می داند که موجود را به جای وجود پنداشته است وهستی شناسی غرب را که منشا آن از افلاطون می باشد در واقع موجود(هستنده ) شناسی می داند. پس هستی شناسی شامل چیست؟

به زعم وی ، هستی شناسی ، شناخت پس زمینه ای است که جهان ماقبل معرفت شناسی انسان را در بر می گیرد یا به زبان ساده تر زندگی روزمره.

پس وقتی پدری لر به بچه اش می گوید برو در مزرعه تا ترا ببینند یعنی هستی خودرا به روشنایی حضور برسان . اما چرا در میان این قوم دیده شدن اهمیت دارد . به نظر نگارنده به هزاره ها قبل بر می گردد که انسان در مرحله ی مادر سالا ری بود تحقیقاتی که ایرج اسگندری در این زمینه انجام داده است حکایت از این دارد که نمادی هایی از دورا ن مادر سالاری در فرهنگ لرها وجود دارد .از جمله به نقش دایی در خانوده های لرستانی .

ترانه معروف دایه دایه وقت جنگه…..

زین و برگم بونیت واو مادیونم

خَوَرِه مه بوریتو سی هالوونم

در جامعه ی پدر سالار کنونی در شرایط جنگی دایه را مورد حطاب قرار دادن جای تامل دارد .از آن مهمتر به جای آنکه خبرمرا به عمو ها یا برادر ها وخلاصه فامیل های پدرببرید؛ شاعر می گوید خبر مرا به دایی هایم ببرید ایرج اسکندری این توجه زیاد به دایی در لرستان بقایای فرهنگ مادر سالا ری در این قوم می داند

یکی دیگر از بقایای عصر مادر سالاری مشاعیت زمین در میان طوایفی از لرهاست. پس نشانه های مادر سالاری در زبان لری به خوبی مشهود است اما چرا این نشانه های مادر سالاری در زبان فارسی وجود ندارد. یک نظریه بسیار پرطرفدار وجود دارد وآن عبارت از این که کاسیان (منشا) لرها از شاخه ی هند واروپایی که در سیبری می زیستند نیستند بلکه کاسیان از ابتدا در فلات ایران می زیستند مهاجران آریایی نیستند که ازسیبری آمده باشند. چون این مهاجران در منطقه یخبندان وبسیار سرد وکم آفتاب آمده بودند تقابل نور / تاریکی برایشان اولین ومرکزیترین تقابلهای زبانی است اما کاسیان (لرها) که درابتدا در ایران بودند تقابل نور / تاریکی یا به عبارتی نور / غیر نور برایشان در الویت نبوده است

اما چون با اقوام مهاجر در ستیز بوده اند تقابل نور /شر برایشان مرکزی ترین تقابل محسوب می گردد. پس در زبان لری تقابلی از پس مانده های مادر سالاری و ایدئولوژی پدر سالاری در تقابل بوده این ایدئولوژی پدر سالاری سعی فراوان در برخ کشیدن مرد در مقابل زن را دارد قبلا به دیده شدن با مفهوم فلسفیش اشاره کردم . این حضور و دیده شدن فقط برای مردخواسته شده است نه برای زن حال به شعر میر نوروز نگاهی می اندازیم .

قوچ : استعار از مرد به خصوص مردی جنگی دارد

ومی گوید که مرد باید در میان مردان در حال مبارزه دیده شود (دیده شدن به معنی حضور وجود)

اما زنان به عنوان جنسیتی در اقلیت افتاده در زبان لری چه فعالیتی داشته اند. طبق نظر پساساختار گرایان همه اقلیتها وحاشبه نشینها در زبان مرکز در زبان لری بعد از پدر سالاری به واسازی شالوده شکنی می پردازند .چون زبان نظامی ازنشانه ها که مفهوم آن حاصل تقابلها وتمایزهای این نشانه ها ی در آن است . زنان به شالوده شکنی در این زبان پدر سالارانه می پردازند البته این شالوده شکنی به اراده ی فرد یا افرادی خاص نیست . مثلا نمونه شالوده شکنی زنان در زبان لری در تقابل خیر /شر می باشد

نمونه ای از بقایای نشانه ها مادر سالاری در زبان لری زنان، خود صطلاحاتی چون ناخیر وناشر دارند که حاصل شالوده شکنی تقابل معروف خیر /شر می باشد
میر نوروز از اصطلاح نا شر اینگونه استفاده کرده است:
مردمونی سیل کنی وکار ناشر
زین مخمل می زنن وگرده ی خر

ظاهرا” ناشر “باید معنی خیر بدهد اما بافت شعر چنین معنی از ناشر نمی دهد در واقع معنی وارونه شده ای ارائه می دهد چیزی مثل نا مربوط غیر طبیعی و…

خلاصه در این مقاله اشاره به وجود نشانه های مادر سالاری در زبان لری گردید .واشاره شد این همه تلاش برای دیده شدن در زبان مردسالارانه کنونی لری برای تقابل با این ته مانده فرهنگ وزبان مادر سالاری در زبان لری است

به همین دلیلِ نشانه شناختی ، یعنی نبود نشانه های مادر سالاری در زبان فارسی وبودن این نشانه ها در زبان لری، نشانگر این نکته است که آریاییها که دوران مادر سالاری را در سیبری گدرانده اند دیگر در زبان فارسی آنها در هنگام ورود به فلات ایران خبری از نشانه های مادر سالاری نیست اما کاسیها (لرها) که قبل از آریاییها در این سرزمین بوده اند ومرحله لااقل انتهایی مادر سالاری را در فلات ایران بخصوص جبال لر گذرانده اند در انتقال به پدر سالاری نشانه هایی از زبان وفرهنگ مادر سالاری در زبان پدر سالارانه ی آنها (زبان کنونی) باقی مانده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدترین مطالب

فهرست مطالب