چرا تکریم زبان مادری امری مفید و لازم است؟

چرا تکریم زبان مادری امری مفید و لازم است؟

محسن رستمی

منبع: پایگاه خبری یافته

انسان در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود با مرارت‌ها و سختی‌های فراوان دست‌وپنجه نرم کرده و توانسته است در پرتو خرد و اندیشه‌ی خویش، مواریث کهن تاریخی و بن‌مایه‌های فرهنگی خود را پاس دارد. او با تکیه بر نظام‌های فکری و هنری، به آفرینش زیبایی‌ها و آثار ماندگار فرهنگی پرداخته و به غنای زیست فرهنگی دوران خود یاری رسانده است.

زبان یکی از برجسته‌ترین جلوه‌های نبوغ انسان در تاریخ است؛ ابزاری که ضامن دوام و بقای نوع بشر در مسیر مشترک زیست انسانی بوده است. باورها، آیین‌ها، سوگ‌ها، شادی‌ها و مناسک گوناگون، همگی در پرتو زبان شکل گرفته و به تجربه‌ی جمعی انسان معنا بخشیده‌اند.

زبان بخش بزرگی از هویت، تاریخ و فرهنگ هر سرزمین است. در گذر زمان، زبان بازتاب‌دهنده‌ی رنج‌ها، کامیابی‌ها و شکست‌های انسان بوده و در فرآیندهای تاریخی با او رشد و دگرگونی یافته است.

در این سرزمینِ کهن و اسطوره‌خیز، زبان همواره در قالب پندارهای اخلاقی، سیاست‌نامه‌ها، شعر و عرفان جلوه‌گر بوده است. میراث مکتوب ارزشمندِ بزرگان ادب و عرفان ـ از سعدی و حافظ تا مولانا و دیگران ـ امروز مایه‌ی فخر و بالندگی ایرانیان است و جایگاه والا و بی‌مانند این فرهنگ را نزد جهانیان نمایان می‌سازد.

زبان ملی در کنار زبان‌های مادری و بومی می‌تواند در چارچوب هویت ایرانی، مایه‌ی رشد، همبستگی و الهام فرهنگی باشد. توجه هم‌زمان به زبان رسمی و زبان مادری، نه تنها منافاتی ندارد بلکه تقویت‌کننده‌ی یکدیگر است.

بی‌تردید، بی‌مهری یا بی‌توجهی به زبان مادری، در بلندمدت می‌تواند پیکره‌ی فرهنگی و وحدت ملی را آسیب‌پذیر کند. وحدت سرزمینی و درک اشتراکات فرهنگی، زمانی پایدار می‌ماند که زبان‌های مادری هر قوم و ملت، مجال بقا و بالندگی بیابند. پاسداشت زبان مادری، ستون استواری است که تعادل و همبستگی فرهنگی بر آن استوار می‌شود.

زبان مادری نماد هویت و خاستگاه تاریخی هر قوم است؛ زبانی که در گذر نسل‌ها سینه‌به‌سینه انتقال یافته و در فرهنگ و مناسبات اجتماعی جاری مانده است. بخشی از بحران هویتی نسل‌های امروز، از نادیده‌گرفتن یا کم‌ارزش‌دانستن زبان مادری ناشی می‌شود. این بی‌توجهی، فرد را از ریشه‌های فرهنگی خود جدا کرده و زمینه را برای پذیرش قالب‌های تصنعی و بی‌ریشه فراهم می‌سازد؛ چنان‌که در نهایت جوامع از هم گسسته و چون جزایری جدا از یکدیگر جلوه می‌کنند.

تکریم زبان مادری و احترام به گوناگونی زبانی و لهجه‌ای، بنیانی استوار برای پاسداری از کلیت فرهنگی یک ملت است؛ همان‌گونه که حفظ مرزهای جغرافیایی ضروری است، حراست از مرزهای زبانی و فرهنگی نیز واجب می‌نماید.

در روزگاری که نسل امروز در معرض سیل اطلاعات، داده‌های فکری و مهندسی فرهنگی قرار دارد، توجه به هویت زبانی و فرهنگی، نقشی حیاتی در استوار ماندن جامعه ایفا می‌کند. هویتی که ریشه در باور و زبان دارد، فرد را از تزلزل و استحاله‌ی فکری مصون می‌سازد و پیوندی دوسویه میان فرهنگ و انسان برقرار می‌کند.

در پایان باید تأکید کرد که جهش فرهنگی در پرتو زبان مادری معنا می‌یابد. این زبان سرچشمه‌ی خلق آثار هنری و موسیقایی ناب است، و بی‌توجهی به ظرفیت فرهنگی آن جز خسران و زیان‌های معنوی در پی نخواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدترین مطالب

فهرست مطالب