ترجمه لری بخشی از رمان نامه به کودکی که هرگز به دنیا نیامد

ترجمهٔ بندی از رمان

Letter to a Child Never Born
نامه‌ای به کودکی که هرگز به دنیا نیامد

سَئڌی وه رۊڌؽ که هرگش زمار نوابی

نوشتهٔ اوریانا فالاچی

لِئرسه وه لٛری وه دَئس دیار

ترجمه به لری بختیاری از

 دیار از الیگودرز

ٱر دۉله‌مَند بۊئی، سۊم و لوئر سیت دِلشاڌیؽ هِه تا پالتاو پۊسیݩ بِئسونی، خوه‌ته گَرم کونی و رِوی وه اٛسکی…

(اگر ثروتمند باشی سرما برایت شادی می‌آورد تا پالتو و لباس ضخیم و گرم بخری خودت را گرم نگه داری به اسکی بروی)..

ٱر ژار بۊئی چِواسه‌یه، لوئر اؽبۊئه وه نهات و اۊسه وانوم اؽگِری که حتا ز رنڳینی یه وؽنه زؽر برف بؽزار بۊئی؛

(ولی اگر تهیدست باشی برعکس است سرما برایت نگون‌بختی می‌آورد و آنگاه یاد می‌گیری که حتی از زیبایی یک منظره پوشیده از برف متنفر شوی)

رۊڌ مو! چَن‌یَکی و هِندائی تِئنا مؽن اۊ جائؽ که تو هِڌی، هؽڌِس، چی آزاڌی… ایما تِئنا مؽن بچه‌دوݩ هِندائیم…
(فرزندم مساوات و برابری تنها در آن جایی که تو هستی وجود دارد همچون آزادی… ما تنها در رحم برابریم).

.
– اوریانا فالاچی
• سَئڌی وه رۊڌؽ که هرگش زمار نوابی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدترین مطالب

فهرست مطالب