لٛرسن متلی د گولسون سعدی

داستان (متل)

لٛـۏرٚی مـؽـنـجـائـی
گۊیش سیلاخوری

د یه گپؽ اْشنفتم که مۉئت: هۋچ گلٛ نئدیمه کس نادونی خوشه دیاری بنه، مر اۊ که هشکه کس هنی چنه مزنه ۉ خلاس نڤؽئه، دساکار چنه دؽئݩ با.

سی هر چنه سرؽ هؽ ۉ بنار
چنه د مؽنجا چنه کم بؽار
اۊ گپ هۊش ۉ کار ۉ رٚه‌زؽئشت
نمۉئه چنه تا نۉئینه دون بؽ‌کنشت

گولسون سعدی

یکی را از حکما شنیدم که می‌گفت: هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است، مگر آن کس که چون دیگری در سخن باشد همچنان تمام ناگفته، سخن آغاز کن.

سخن را سر است ای خداوند و بن
میاور سخن در میان سخن
خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش
نگوید سخن تا نبیند خموش

گلستان سعدی

مـحـمـدرٚضا گـۊدرزی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدترین مطالب

فهرست مطالب