پاره‌ای از واژگان‌ مرتبط با آب و شکل و حجم آن در طبیعت

پاره‌ای از واژگان‌ مرتبط با آب و شکل و حجم آن در طبیعت

 

 وانومنگار علی کردعلیوند از خرم‌‌آباد

 

سرین آؤ: محل آغار رود یا جویبار، محل فوران چشمه
سراؤ: چشمه بزرگ

کَئن = گودال یا دره‌ای که در آن آب و چشمه‌ای باشد و با کانی در زبان کردی هم خانواده است اما در لری کمی متفاوت و اختصاصی تر است

گلال = رود خانه‌ی معمولی

رٚۊ = رود که حجمش از گلال بیشتر باشد
کۊراؤ( کۊراؤه ) آبی نیمه روان و اندک

گناؤه= آب چشمه ای که راکد و بد بو یا شور باشد و تقریبا غیر قابل شرب
زقاؤ: چشمه یا جریان ضعیف که محل ترشح آب از دیواره کوهها یا دره هاباشد

خـِرٚ kherr = آبراهی سنگلاخی و باریک که آب از لای سنگ ها جاری باشد و صدای خورخور گلو بدهد

تاف : آبشار به ویژه آبشار سریع
تاف تافه = آبی که با سرعت به پایین پرتاب شود و معادل دقیق آبشار نسیت بلکه تند آب است که از لای سنگ ها به پایین بیاید

شۏرٚاؤه = آبشار مختصر
گولِم یا گولِماؤ = مرداب کوچک

گۊل/ گۊلاؤ: هر جای گود محل تجمیع آب

گورٚی و گهر = چالاب آب بزرگ در مسیر رودخانه یا در گودال معمولی اما بزرگ و عمیق
گؽئژ = یک نوع «گورٚی» که آب در آن بچرخد و برای شنا خطرناک است

تۏک تۏکاؤ = آبی که قطره قطره ریزش کند
چئلاو = باتلاق

چلپاؤخَرٚه = آب و گل مخلوط

چیلٛاؤ – چیلٛاؤه – چیلٛاؤک = آبی که خیلی کم باشد و به سختی جاری شود

باریکاؤ/آؤ باریکه/ نمیراؤ= چیلٛاؤ

مؽژ مؽژِناؤ = سرچشمه ی ضعیف

لٛفاؤ= سیلاب

کۏمالاؤ = سیلاب که از آبرفت کوهستانی سرازیر شود
برداؤ = چاله های سنگی که با آب باران پر می‌شود
برفاؤ = آب های روان در دره ها که حاصل یخچال های برفی است
کۏشۊرٚ = سیلابی که از دره های کوه سرازیر می‌شود

خَرٚاؤ = آب گل آلود
لٛمک lemek = آبی که آلودگی داشته باشد و زلال نباشد
مرت mert مرتاؤ = آبی که اشیاء ریز درآن جریان داشته باشد

چۏرٚاؤ= چشمه‌ی کم آب
لٛؽغناؤ = آب کدر یا گل آلود
مشگاؤ: چشمه‌ای که آب آن آنقدر هست که بتوان مشکی با آن پر کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدترین مطالب

فهرست مطالب