خلاصهای از کتاب “کو، کوه و کوچ؛ جامعه شناسی تاریخی لرستان فیلی”
دکتر ابراهیم خدائی
داستان ایران در پژوهشهای تاریخی، در آمدن و رفتن پیاپی سلسلههای حکومتی مرکزی و فراگیر خلاصه شده است، در حالی که فهم سرگذشت واقعی مردم و مناطق مختلف کشور نیاز به کاوش در اجزاء آن دارد، چنین پژوهشهایی از یکسوی از جانب دانشگاهها و محافل علمی ذیل عنوان “تاریخ محلی” تحقیر و کم اهمیت قلمداد میشوند و از سوی دیگر به خاطر “ضعفهای روششناختی و نظری و نیز سوگیریهای قومی یا محلیِ پژوهشگران غیرحرفهای بومی” دچار کژفهمی هستند.
کتاب « کو، کوه و کوچ؛ جامعهشناسی تاریخی لرستان فِیلی» با مطالعهی رخدادها و اسناد تاریخی نشان داده چگونه نهادهای سیاسی و اجتماعی ( کو)، عوامل طبیعی ( کوه ) و اجتماعی-اقتصادی ( کوچ ) باعث شده است دو سلسله حکومتی مشابه و خویشاوند (اتابکان لر کوچک از ۱۱۷۵ تا ۱۵۹۷ م. و والیان لرستان فیلی از ۱۵۹۷ تا ۱۹۲۸) بتوانند با وجود تغییر پیاپی سلسلههای حکمرانی ایرانبوم، بیش از هفت قرن پابرجا بمانند و ضمن تعامل با حکومتهای مرکزی، ویژگیها و ساختارهای بوم خویش را تا دوره معاصر تداوم بخشند.
اغلب نفوذ اندک حکومتهای مرکزی در لرستان فقط با ارجاع به طبیعت متفاوت و سبکزندگی کوچندگی توضیح داده میشود، اما در این کتاب اشاره شده است؛ کوه و کوچ همانگونه که به لرها امکان مقاومت دربرابر حکومتهای مرکزی میداده، زمینهساز آشوب و ناامنی دائمی نیز بوده است، درحالیکه گزارش ها و شواهد تاریخی نشان از دوام و ثبات نسبی ۷۰۰ ساله حکمرانان لرستان دارد. نگارنده برآن است این ثبات و دوام جز با ساختار کووهکو و توافق کوها (ایلات و طوایف) ممکن نبوده است.
در این کتاب چگونگی تشکیل، شیوه عملکرد و پیامدهای ساختار کووهکو تشریح شده است.
این کتاب نظریههای رایجی را که کوشیدهاند به تاریخ ایران از دریچهی استبداد حکومتهای مرکزی و درسایهی فرّ ایزدی شاهان ایرانشهر بنگرند، یا مدعی کوتاهمدت بودن جامعه ایران شوند، به چالش میکشد و نشان میدهد مناطق مختلف ایران (مانند لرستان فیلی) چگونه ساختار اجتماعی متفاوت و تاریخی محلّی و بومنگرانه داشته است.
این ساختارهای بومی (مانند ساختار کووهکو در لرستان فیلی) که در واقع محتوای اصلی تاریخ ایران هستند در پرتو نظریههای کلّیگویانه و فراگیر نادیده گرفته شده یا کم اهمیت قلمداد شدهاند.