مقایسه ی چگونگی نمایش “فقر” در اشعار نیما و میرنوروز

نیما تساوی مصراعها را مشکلی در سر راه خود دانسته . قافیه را هم در جایگاه کهن خودتغییر داد ،البته سرگردان نمود.

اما میرنورور بدون آنکه تساوی طول مصراعها را به هم  بزندویا قافیه را تغییر دهد به نمایشی از فقر درایران پرداخته است . فراموش نکنیم نیما تحت تاثیر روشنگری در اروپا(فرانسه) (نماد آن درایران انقلاب مشروطیت )می باشد . اما میرنوروز تحت تاثیر رایحه ی رنسانس ، دوری از دربار و روحیه ی عیاری خود که باعث این موصع گیری  متعهدانه نسبت به مردم گردیده است. هرچند داوری منصفانه وآگاهانه ،ارزش هنری تابلوی فقر میر نوروز را بالاتر می داند . اما در این خراب آباد همگی پیشگام این نوع شعر (متعهدوالبته هنری )را نیما میدانند

نمو نه ایی از شعر هر دو شاعر در زمینه ی بی بارانی

وفقر نیما در شمال ایران ومیرنوروز در دهلران…

ابتدا شعر نیما:

قاصد روزان ابری «داروک»

کی می رسد باران

بربساطی که بساطی نیست

در درون کومه ی تاریک من

که ذره ای با آن نشاطی نیست

وجدار دنده های نی به دیوار اتاقم

دارد از خشکیش می ترکد

نیمایوشیج

توضیحات: داروک : نام نوعی قورباغه در شمال که می گویند با صدایی خبر از آمدن باران می دهد.در قدیم با لایه ای بافته از نی ، سقف خانه هارا  می پوشاندند.

تعقید لفظی در واژه ی می ترَکد را باید می ترْکد بخوانی .  نیما دوستان این نوع تعقیدات را ناشی از توجه  نیما به نمایش فقر … می دانند در حالیکه به خاطر مشکل وزنی است.

حال اشعاری از تابلوی فقری که میر نوروز دو قرن پیش از نیما برای اولین بار در شعر فارسی سروده است:

ابر از باران اشکم رفته ازهوش

ساخته بارانی خودرا فراموش

فرشها چون خانه ی زنبور پُر نیش

خار وخاشاکی که پهلو می کند ریش

از غذا در خانه ی ما این رسومه

در زمستان یخ به تابستان سمومه

سفره شد پرچیده از نادیدن نان

دیدنش نا دیده شد چون دیدن نان

دیگ از هجر غذا سرد وسیه پوش

همچو معده مرده، سرد ، افتاده ازجوش

شد فضای مطبخ ما زمهریری

نه خبر از آتش و نی از خمیری

لنگری از بس که شد بی لنگر ازآش

می برد باد نفس چون ذره از جاش

ز انتظار پختنی چشمان کفگیر

مانده در حسرت چو چشم عاشق پیر

رفته از چشم پیاله آب دستار

چون کف دست یتیمان خالی و خوار

تاوه همچون تاوه ی نخ،  سرد وبی تاب

دیده پشتش جای نان،  شب قرص مهتاب

نان جو چون ماه نو بینیم گه گاه

نان گَنِم چیزیه گوین به افواه

میرنوروز

توضیحات:لنگر: دوری بزرگ که در آن برای چند نفر در آن غذا می ریختند

تاوه:ساج تاوه ی دوم :نخ تابیده

زمهریر:سرد ،زمستانی .مطبخ :آشپزحانه

افواه : دهانها . از نان گندم فقط اسمی شنیده ایم

عزیزاله  میرشکاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *