زندگی با زبان یا بی‌زبان؟

ناهید عبدی

«ما با استفاده از زبان، زندگی خلق می‌کنیم. بدون زبان به شامپانزه‌ها شبیه می‌شویم. به زیبایی حرکت زوج‌های اسکیت باز در مسابقات المپیک فکر کنید. بدون تردید آن‌ها برای رسیدن به این هماهنگی باید مدت‌ها باهم صحبت و تمرین کرده باشند. آن‌ها با حرف زدن باهم کارشان را می‌آموزند. غازها هم به هنگام پرواز دسته‌جمعی، هماهنگی خاصی دارند. اما این هماهنگی ناشی از غریزۀ آن‌هاست نه استفاده از زبان.»

وقتی این چند سطر از ماتیو باد را می‌خوانیم هماهنگی یا ناهماهنگی خیلی از زندگی‌ها در ذهنمان تداعی می‌شود. ما ظاهر یک زندگی ناهماهنگ را می‌بینیم و کمتر به این فکر می‌کنیم که «استفادۀ نادرست از زبان» است که باعث چنین آشفتگی شده است. خیلی‌ها یک زندگی هماهنگ و منظم، هم‌چون حرکت مرتب غازها را می‌خواهند و ترجیح می‌دهند چنین هماهنگی از دل غریزه بیرون بزند.
فراموش می‌کنند داشتن صلاحیت زبانی و هنرمندی در کاربرد درست کلام است که یک زندگی را می‌تواند به قعر خوشبختی یا به قلۀ ناکامی بکشاند.
اما مهم‌تر از همۀ این‌ها، زبانی است که به کمک آن با خودمان صحبت می‌کنیم. وقتی در خلوت خودمان را صدا می‌زنیم و شروع به صحبت کردن با خودمان می‌کنیم. ناسزا می‌گوییم، سرزنش می‌کنیم، با تردید حرف می‌زنیم یا نه، اکثراً لب به تحسین و تقویت و تشویق خود می‌گشاییم.
ظاهر زندگی ما و دیگران گویای زبانی است که در خلوت به کار می‌بریم.
یک زندگی آشفته پر است از فلج کلمات درست و هجوم هولناک کلمات نادرست. همان‌طور که از یک زندگی شاد و خوشبخت که با ریتم منظمی حرکت می‌کند، فریاد کلماتی مناسب به گوش می‌رسد که در خلوت و دور از حضور دیگران بیان می‌شود.
هر یک کلمه، قدرت تخریب یا ساختن چندین زندگی را دارد. می‌توانیم از این موهبت استفاده کنیم و حداقل زندگی خودمان را با آن درست بسازیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *