گرته برداری

گرته_برداری(calque)    در اصطلاح ترجمه شناسی یعنی ترجمه مستقیم و تحت اللفظی اجزاء سازنده یک اصطلاح از  زبان مبدا جهت تولید معادل آن در زبان مقصد.

بسیاری از واژگانی که مثلا امروز در زبان فارسی به کار می بریم و فکر می کنیم از روز اول به صورت طبیعی فارسی بوده اند از طریق تکنیک گرته برداری ساخته شده اند.

ایرانیان هنگامی که با سیب زمینی آشنا شدند نام آن را نمی دانستند ولی چون فرانسوی ها( که در آن زمان فرانسه زبان اول دنیا بود) به آن 

pome de terre

 می گفتند آن را گرته برداری کردند:

pome  سیب

de terreزمینی )متعلق به زمین، خاک

پس:

pome de   terre سیب زمینی

ترجمه شناسان گرته برداری را نوعی وامگیری می دانند و به آن وامگیری غیرمستقیم(indirect loan)  نیز لقب داده اند زیرا نظام واژه سازی زبان مقصد وامگیری می شود ولی به‌جای اجزاء سازنده زبان مبدا از اجزاء سازنده زبان مقصد استفاده می شود و  واژه لباسی بومی و سپس هویتی بومی به خود می گیرد.

بیشتر واژگان علمی معاصر زبان فارسی از طریق  گرته برداری یا وامگیری غیرمستقیم  از زبان های اروپایی ساخته شده اند مانند زیست شناسی، زمین شناسی، جامعه شناسی، روان شناسی، پدیدارشناسی و…..

مثلا:

 زیست شناسی: biology

زیست به جای bio

شناسی به جای logy

ترجمه شناسان گرته برداری را یکی از ابزارهای مفید در معادل سازی می دانند ولی هشدار می دهند که نباید بیش از حد لازم از این تکنیک معادل سازی  استفاده کرد زیرا این تکنیک معایب و محدودیتی هایی نیز دارد که در اینجا بحث نمی کنیم. فنون و روش های معادل سازی متعددی وجود دارد که باید به اقتضاء و تناسب از آنها استفاده معقول کرد. یکی از مشکلات زبان فارسی در معادل سازی علمی طی قرن اخیر اتکاء بیش از حد بر گرته برداری بوده است.

البته گرته برداری تنها در سطح واژگان اتفاق نمی افتد بلکه حتی در سطح  اصطلاحات، ضرب المثل ها و دستور زبان(نحو) اتفاق می افتد که این سبک گرته برداری غیرسازنده و در بسیاری از موارد  مضر است زیرا استقلال و شاخصه فرهنگی و نحوی زبان ها و فرهنگ های مرتبط با آنها را با چالش مواجه می سازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *