افعالی در لری به معنای آموزش دادن و تاملاتی چند

نگارنده: غلامرضا مهرآموز، خوزستان

ڤا نوم ۉ نیر خودای گٱپ ۉ بؽ هومبٱئر

هدف از جستار  حاضر نشان دادن نمونه ای از ظرفیت های شگرف فعلی یکی از شاخه های زبان لری است که طی یک قرن اخیر بر اثر بی توجهی نخبگان و اهالی این زبان گاه تا حد لهجه( گویشی) ساده از زبان فارسی تقلیل پیدا کرده است.

 این شاخه از زبان لری که یکی از پرفعل ترین زبان های ایرانی و حتی هندواروپایی است  زبان منطقه بالاگریوه و توابع، خرم آباد، شوهان، چگنی، آبستان مهمیل و زاغه، سیلاخور،  بخش های زیادی از نهاوند و کوهدشت، و….. و لرهای تبعیدی ساکن قزوین، لوشان، ورامین و…. است( لری موسوم به مینجایی به معنای مرکزی)‌. این زبان را به صورت سنتی و بر اساس طبقه بندی ساده چهارالگوریتمی ارانسکی جزو زبان های جنوب غربی قرار داده اند ولی واقعیت این است که لری مینجایی در وسط و مرکز  این دو گروه قرار دارد و ویژگی های مشترک قوی با هر دو گروه به ویژه گروه زبان های شمال غرب دارد.

بسیاری از زبان شناسانی که از نزدیک گویش یا گویش هایی از لری مینجایی را مطالعه کرده اند از شدت اشتراکات و ویژگی های همسوی آن با گروه زبان های شمال غربی اظهار تعجب کرده اند( مثلا مکلین ۱۹۶۳، آنونبی ۲۰۰۳). علت اصلی نامگذاری این زبان به مینجایی همین است. مینجایی به معنای مرکزی و میانی است نه اینکه  برآیند یا ترکیبی از دو زبان یا گویش باشد.حرف c در کد بین المللی این زبان lrc نیز مخفف central است یعنی مرکزی .

 اصطلاح لری مینجایی نیز که طی دو دهه اخیر رواج پیدا کرده است در اصل ترجمه لری همین عبارت است و برخلاف ناآگاهان یا آگاهان توجیه نشده … ریشه علمی و زبان شناختی دارد.لری مینجایی در مینجای( مرکز) زبان های شمال غربی و جنوب غربی ایران قرار دارد به همین خاطر است که دریایی از اشتراکات با لکی، بختیاری و کلا زبان لر بزرگ، کردی، فارسی و مازنی و…دارد و هرکس از گویشوران ایرانی  آن را بیاموزد گویی با آن غریبگی نمی کند و انبوهی از اشتراکات بین زبان خود و آن می بیند.آنچه که امروزه لری ثلاثی نامیده می شود در اصل شاخه شمالی و امتداد لری مینجایی بوده است که از جهاتی به فارسی نزدیک شده است و به تدریج از لری مینجایی متمایز گردیده است ( نه مستقل).

این زبان ظرفیت شگرف و حیرت انگیزی   در  غنا و توانمندی به ویژه از حیث  فعل و اصطلاح دارد مثلا اگر فقط بخواهیم مجموعه افعالی در لری مینجایی که به سنêsên ختم می شود را فهرست کنیم لیست بلندبالا و شگفت انگیزی از افعال به این سبک به دست می آید.  نمونه فقط افعالی که با حرف پ شروع می شوند و به êsên ختم می شوند :

پیتِرکسن، پارسِسن، پرچِسن، پِلِسن، پاچسن، پِشکِسن، پدمِسن، پِینِسن، پیلِسِن، پوقِسِن،  پیسِسن، پالِسن، پَزِسن، پِرزِسن، پورِسِن، و….و….!!

ولی متاسفانه این ظرفیت شگفت انگیز تنوع و غنای فعل در لری مینجایی که از نمونه های اعجاب آور قدرت واژه سازی و بویژه فعل سازی در زبان های ایرانی و حتی هندواروپایی است طی یک قرن گذشته به علل مختلفی نه تنها شناسایی و تکریم یا محافظت  نشده است بلکه روز به روز کم‌کاربردتر و لاغرتر گردیده است به نحوی که در برخی مناطق لرنشین مینجایی مثل داخل شهر خرم آباد براثر پدیده هایی همچون باکلاس بازی و  بی کلاس دانستن واژگان اصیل لری این شاخه بسیار غنی از زبان لری تا حد نزدیک به یک گویش( یا به قول عوام لهجه) ساده از زبان فارسی تقلیل پیدا کرده است.

انواع افعال بسیط، مرکب، پیشوندی و عبارات فعلی در این زبان آن را به بوستان رنگارنگی از تنوع و غنای فعلی تبدیل کرده است که باید با همت اهل قلم و فرهنگ لر این سرمایه بزرگ زبانی و فعلی احیاء و محافظت و ترویج شود. آنچه که در ذیل در حکم مشتی نمونه خروار می آید افعالی در لری مینجایی است که معنی آموزش دادن/ یاد دادن می دهد و در پروژه لغتنامه بزرگ لری مینجایی پاپریک جمع آوری شده است. کار تدوین این لغتنامه از سال ۱۳۶۸ شروع شده است و حاوی لغات لری مینجایی  از متولدان سه دهه آخر دوره قاجار تا کنون است.

ڤانوم نؽائن( در برخی گویش ها ڤانوم نؽاڌن، ڤانوم ناڌن)

یاد داٛئن: یاد دادن( فعل مرکب)

تٱلٛیم داٛئن: تعلیم دادن( فعل مرکب)

آمۊزنیئن/ آمۊزیئن

جالب آن است در حالی که در فارسی آموختن هم معنی یاد دادن می دهد و هم یاد گرفتن. ولی در لری دو حالت آن دو شکل مختلف دارد ڤاموختن یعنی یاد گرفتن ولی آمۊزنیئن یعنی یاد دادن) فعل بسیط(

آوشتنawêštên: آوشتن فعل بسیار کهنی است که صفت مفعولی آن آوشته به دو معنا ثبت شده است آباد و معمور( مقابل چول) و فرهیخته و باسواد. در حقیقت آوشتن دو معنی میداده است : ۱. آباد کردن ۲. آموزش  دادن

چاوشتنčawêštên/ چاشنیئنčāšniýên

این فعل نیز به معنای آموزش دادن بوده است و ریشه آن به پهلوی برمی گردد( در پهلوی چاشتن: آموزش دادن)

نگارنده معتقد است که آوشتن به معنی آموزش دادن در اصل مخفف یا تحریفی از چاوشتن چاشنیئن بوده است و فعل آوشتن در کاربرد خود در مینجایی کهن در اصل به معنای آباد و معمور کردن بوده است ولی چاوشتن به خاطر خلاصه سازی یا تحریف کم کم به آوشتن تبدیل شده است. هرچند اکنون آوشتن به دو معنای اشاره شده مورد قبول است. سرگذشت تحول واژگان است. همچنین فعل چاوشتن چاشنیئن فقط از زبان ‌گویشوران لر مینجایی متولد  دهه های آخر دوره قاجار  ثبت شده است.

سرمایه زبانی خود را با بی توجهی و به بهایی اندک (مسابقه توهمی باکلاسبازی)  از دست ندهیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *