بررسی فعل لری « نمونیئن» nêmoniýên به معنی نشان دادن

نگارنده:  غلامرضا مهرآموز، خوزستان

این فعل لری نیز از زمره افعالی است که در لری معاصر منقرض شده است ولی در لری کهن وجود داشته است و اگر آن را در بیتی از اشعار میرنوروز شاعر لر عصر صفوی نمی یافتیم از وجود چنین فعلی در لری باخبر نمی شدیم همانگونه که اگر مثلا در ابیات بجامانده از پیره زا فعل «چاشنیئن»( به معنای دانا و آگاه کردن/ آموزش دادن، همریشه با چاشتن پهلوی)  را نمی دیدیم هرگز از وجود چنین فعلی در لری در زمان های گذشته اطلاع پیدا نمی کردیم.

متاسفانه  شاعرانی هم که داشته ایم به دلایلی اشعار لری آنها یا بصورت حداقلی به دست ما رسیده است یا حتی نرسیده است. مثلا متأسفانه از پیره زا فقط ۱۶ بیت لری به دست ما رسیده است یا از علیوس( علی دوست) که حدود ۱۸۰ سال پیش زندگی می کرده است و ترانه سرا و خواننده مشهوری بوده است با کمال تأسف هیچ بیتی به دست ما نرسیده است هرچند شهرت ترانه سرایی و آواز وی چنان عظیم  بوده است که سبک علیدوسی  به اسم ایشان نامگذاری و ثبت گردیده است.

بگذریم که از برخی شاعران لر مانند هادی بیگ ساکی معروف به شایق لرستانی شاعر دربار زند  و از دوستان صمیمی لطفعلی خان زند یک دیوان کامل شعر فارسی به جا مانده است ولی حتی یک بیت لری نسروده است! یا اگر سروده است به دست ما نرسیده است.

اگر ما مثلا در دوره قاجار و زندیه و صفویه و.. چندین دیوان غنی و پربار شعر لری داشتیم آن وقت به تاریخ زبان لری در این ادوار و میزان واژگان و افعال فراموش شده ی آن اطلاعات گسترده  و ناب تری پیدا می کردیم. ولی در همین مقدار کم ابیات و سروده های لری که برجای مانده است باز  از حیث سرمایه زبانی، داده  های ارزشمندی وجود دارد.

اما بیتی از میرنوروز که فعل نمونیئن/نمونیڌن»  به معنای « نشان دادن، ارائه کردن، نمایاندن» به کار رفته است.

مؽ رٱتم  ڤ فاٛیلٛٱمون سی دیداْ بونی

فۊتٱسۏرؽ د چٱمیر خون ڤم نمونی

داشتم برای سیروسیاحت به فیلمان( منطقه ای در کبیرکوه) می رفتم

که دلبری که فوطه(جامه) قرمزی پوشیده بود در چه میر خود را به من نشان داد( نمایاند)

واژه «فوته» که در عربی بصورت فوطه درآمده است و در ادب کهن فارسی هم به کار رفته است واژه ای است که اصالتا ازهندی وارد زبان ایرانیان و سپس عربی شده است. دهخدا آن را « ازار، لنگ» معنی کرده است . در اقرب الموارد به معنای« جامه ای که از هند( تحفه) می آورند» ترجمه شده است. در منتهی الارب به معنای « چادر خطدار» آمده است و طبیعتا در لری و این بیت نیز تمام این معانی برای واژه « فوطه/ فوته»(فۊتٱ)  متصور است.

جالب این است که بن مضارع این فعل «نمون» است ولی در فارسی بن مضارع آن«نما» است و واژه نمونه که در امروزه در فارسی به کار می رود با بن مضارع این فعل در لری قرابت دارد( نمون+ه»). این فعل پتانسیل خوبی برای ساخت نوواژه های معادل در لری دارد.

مثلا نماینده را می شود ترجمه کرد« نمونیار nêmonyār».

یا نمایش را می شود ترجمه کرد«نمونشت nêmonêšt»

کردهای عراق نماینده را « نوینه ر» ترجمه کرده اند  .نکته اینکه بن مضارع این فعل در کردی سورانی« نوین» است و تبدیل میم به واو در کردی سورانی ویژگی بارزی است.  همچنین در این بیت می بینیم که واژه « دیده بونی» در لری دوره صفویه به معنای« سیر و سیاحت» بوده است ولی در لری معاصر این معنا از بین رفته و تحت تاثیر واژه «دیده بانی» در فارسی، معنی نظامی به خود گرفته است.

منبع:

www.luritin.com   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *