اصل اقتصاد زبانی

اصل اقتصاد زبانی( یا اصل کم کوشی در زبان)

Principle of Economy in Language

اصلی مهم در زبان و زبان شناسی ( با دقت بخوانید)

اصل کم کوشی درزبان( یا اصل اقتصادزبانی) در زبان شناسی یکی از اصول بنیادین و موتور محرکه و عامل دگرگونی زبان و توجیه بسیاری از پدیده ها و تحولات زبانی است. اهمیت کم‌کوشی( اقتصاد) در حدی است که در زبان شناسی به عنوان یک اصل پذیرفته شده است. جالب این است که اصل کم کوشی را اصالتا نه یک زبان شناس بلکه یک فیلسوف و منطق دان نخستین بار مطرح کرده است و بعدها در دانش های مختلف از جمله زبان شناسی اقتباس گردید.

ویلیام آکام William Ockham فیلسوف و منطق دان انگلیسی در قرن چهاردهم گزاره ای را به دنیای علم معرفی کرد که اساس بسیاری از نتیجه گیری های تجربی در دنیای علم را تشکیل می دهد. او نظر داد که:هنگامی دو نظر پدیده ای را با قدرت کمابیش یکسانی توجیه یا پیش بینی می کنند آن نظری را برگزین که ساده تر است( زیرا نظری که متغیرهای بیشتری دارد احتمال بروز خطا و اشتباه در آن بیشتر است) این گزاره به ” تیغآکام”( یا استُرهآکام)
معروف شد زیرا نظرات غیرضرور و اضافه را چون تیغی می زداید.تیغ آکام در زبان شناسی به عنوان اصل کم کوشی درزبان، اصل اقتصادزبانی یا اصل‌تنبلی درزبان پذیرفته شده است.

علاوه بر اقتصاد در نظریه پردازی در توضیف زبان، اصل کم‌کوشی( اقتصاد) دلیل تصرفات گویشوران در زبان و بروز گونه ها و صورت های جدید زبانی را نیز توجیه می کند. انسان ها بخاطر راحتی کار خود، سعی می کنند با کمترین کوششی زبان را به کار گرفته و تولید کنند. مثلا در فارسی واژه ” ناوخدا” را به صورت ” ناخدا” یا ” می گویم” را به صورت ” میگم” تلفظ کردند تا کوشش کمتری انجام دهند .‌ علت اینکه مثلا از یک ریشه واحد ایرانی “رو” در زبان های مختلف ایرانی شکل های مختلف ماضی ” رفت، رَت، رَهد، رَه، رویشت” در زبان های فارسی، لری و کردی پدید آمد نیز همین اصل کم کوشی در زبان و تلاش این گویشوران برای انتخاب راحت ترین نوع تلفظ برای خود بود.گویی انسان ها در تولید و بکارگیری زبان تنبل هستند از این رو به اصل اقتصاد( کم کوشی در زبان) اصل تنبلی درزبان نیز گفته اند

اصل کم کوشی باعث شد که از زبان پیچیده ایرانی باستان زبان های کم تر پیچیده پهلوی، فارسی دری، لری و کردی منشعب و مشتق شود.

همچنین در الگوسازی و توصیف زبان، اصل کم کوشی کمک می کند. تصور کنید که مثلا در لری خرم آبادی برای استمراری کردن فعل گاه از مئ mî (با یاء مجهول) استفاده می شود
مئ گوت: می گفت
مئ شیوَن: به هم می زد
مئ تیچنَه: پراکنده/متلاشی می کند
مئ سونِم: می خرم

گاه از مو mo
موهورِم: می خورم
موهوفتم: می خوابم
موهونم: می خوانم

گاه از مِ me
مانند
مِرم merêm : می روم

بدون اصل کم کوشی( اقتصاد) چنین فرضیه پردازی می شود که در گویش خرم آبادی سه پیشوند مختلف برای ساخت مضارع یا ماضی استمراری وجود دارد:

mo
و
me

ولی اصل اقتصاد به ما می گوید که در گویش خرم آبادی ( و چگنی…) یک پیشوند مضارع/ ماضی استمراری غالب وجود دارد به نام مئ mî( با یاء مجهول)

ولی جهت راحتی کار تلفظ در برخی موارد و شرایط تبدیل به موmo و me می شود. در اصل mo و me دیگرگونه هایی از mî هستند نه خود گونه های مستقلی.

در این الگو ما ساده ترین ولی منطقی ترین توصیف و نظرپردازی را طبق تیغ آکام( اصل کم کوشی در زبان ) انتخاب کرده ایم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *